
در حالی که هر روز بحث تاثیر هوش مصنوعی بر آینده سینما در میان برخی از فیلمسازان مطرح نسل های قدیمی تر مطرح می شود: بسیاری از آنها برخلاف انتظار، نه تنها از این فناوری می ترسند، بلکه با اشتیاق از آن استقبال می کنند.
در حالی که بیشتر هالیوود هنوز هوش مصنوعی را با شک و اضطراب می نگرد، تعدادی از کارگردانان و فیلمسازان کهنه کار از جمله پل شریدر، فرانسیس فورد کاپولا، استیون سودربرگ، جیمز کامرون، دارن آرنوفسکی و بن افلک با کنجکاوی و حتی با اشتیاق در مورد قابلیت های این فناوری صحبت می کنند. در راس این گروه، پل شریدر، فیلمنامه نویس راننده تاکسی قرار دارد، که پس از آزمایش ChatGPT، اعلام کرد که ایده های ارائه شده توسط هوش مصنوعی فیلمسازانی مانند خودش، مارتین اسکورسیزی، اینگمار برگمن و دیوید لینچ “خوب، بدیع و کامل” است. نشانه ای از این که برخی از غول های سینما هوش مصنوعی را نه به عنوان تهدیدی برای هنر، بلکه ابزاری جدید برای گسترش امکانات خلاقانه می دانند.
این موضوع در نگاه اول متناقض به نظر می رسد. معمولاً از فیلمسازان باتجربه ای که بیشتر دوران حرفه ای خود را در دوران پیش از دیجیتال گذرانده اند، انتظار می رود که موضع محافظه کارانه ای نسبت به فناوری های جدید داشته باشند. اما واقعیت کمی متفاوت است. بسیاری از این مدیران در طول دوران کاری خود شاهد تحولات تکنولوژیکی زیادی بوده اند. از معرفی جلوه های ویژه دیجیتال و ویرایش کامپیوتری گرفته تا دوربین های دیجیتال و تکنیک های پیشرفته تولید تصویر. از این منظر، هوش مصنوعی تنها مرحله دیگری از تکامل ابزارهای سینمایی است.
برای این گروه از فیلمسازان، هوش مصنوعی به جای تهدیدی برای هنر، ابزار جدیدی برای گسترش امکانات خلاقانه است. آنها بر این باورند که همانطور که فناوریهای قبلی راههای جدیدی را برای روایت داستان به سینما ارائه کردهاند، هوش مصنوعی نیز میتواند امکانات جدیدی را برای تجسم ایدهها، طراحی جهانهای بصری و آزمایش روشهای جدید گفتن فراهم کند.
در عین حال، جذابیت هوش مصنوعی به جنبه های فنی محدود نمی شود. کاهش هزینه های تولید، سرعت بخشیدن به مراحل پیش تولید و امکان تست ایده های مختلف قبل از شروع فیلمبرداری از مزایایی است که بسیاری از کارگردانان با تجربه به آن اشاره می کنند. فناوری که قبلاً فقط در اختیار استودیوهای بزرگ بود، اکنون میتواند در اختیار فیلمسازان مستقل قرار گیرد و بخشی از فرآیند تولید را دموکراتیک کند.
با این حال، پذیرش هوش مصنوعی توسط برخی از شخصیت های شناخته شده فیلم به معنای پایان نگرانی ها نیست. منتقدان هشدار می دهند که گسترش استفاده از این فناوری ممکن است به کاهش فرصت های شغلی در صنایع خلاق، تضعیف نقش نویسندگان و هنرمندان و اتکای بیش از حد سینما به الگوریتم ها منجر شود. از نظر آنها، خطر اصلی زمانی به وجود می آید که فناوری به جای خدمت به خلاقیت انسان، جایگزین شود.
در همین حال، به نظر می رسد شکاف بین دو نگرش متفاوت نسبت به فناوری و نه بین نسل ها باشد. یک دیدگاه این است که هوش مصنوعی ابزاری است که می تواند قابلیت های یک هنرمند را گسترش دهد. دیدگاه دیگر این ترس است که همین ابزار در نهایت نقش خالق اثر را کمرنگ کند.
سینما در طول بیش از یک قرن عمر خود بارها و بارها با فناوری های جدید روبرو شده و هر بار راهی برای سازگاری با آنها یافته است. حالا هوش مصنوعی سوالات جدیدی را قبل از این هنر مطرح کرده است. سوالاتی که پاسخ آنها نه در خود فناوری، بلکه در نحوه استفاده فیلمسازان از آن نهفته است.

